تبلیغات
..::: فقط S M S اس ام اس:::... - قدرت لبخند
 
درباره وبلاگ


-اگر تمایل دارید پیامكهاتون توی این وبلاگ با نام خودتون یا شمارتون به طور اختصار(مثلا 62***091936)نمایش داده بشه از این سه طریق اقدام كنید:

1.ارسال پیامك و یا مطلب مورد نظر به شماره ی 09193603862

2.ارسال پیامک و یا مطلب مورد نظر به ایمیل بنده، آدرسش هم amin.nafar2011@gmail.com هست.

3.درج پیامك یا مطلب مورد نظر در قسمت نظرات و ارسال آن به صورت خصوصی.


-دوستانی که تمایل همکاری با این وبلاگ رو دارند از سه طریقی که در بالا ذکر شده با من تماس حاصل کنند تا در اسرع وقت برای نحوه همکاری به آنها اطلاع رسانی کنیم.


-این وبلاگ آماده ی تبادل لینك با سایر وب سایت ها و وبلاگ ها را دارد(البته بعد از تایید محتوای موجود در وبلاگ و وب سایت مورد نظر!)، پس برای تبادل لینك شما می توانید در قسمت نظرات درخواست تبادل لینك خود را ثبت كنید تا مورد بررسی قرار گیرد.


با تشکر ، موفق و پیروز باشید.

مدیر وبلاگ : امین
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
به نظرتون این وبلاگ تو چه زمینه هایی فعالیت كنه؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 6478901
  • بازدید امروز :456
  • بازدید دیروز : 1296
  • بازدید این ماه : 23054
  • بازدید ماه قبل : 16510
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
..::: فقط S M S اس ام اس:::...
پیامک جدید، توپ و قشنگ می خواهی بیا تو همین وبلاگ...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 17 خرداد 1390 :: نویسنده : امین

داستان زیبای "قدرت لبخند"

WwW.sMs50.MiHaNbLoG.cOm

شماره برای ارسال پیامک: 09193603862

 

داستان زیبای "قدرت لبخند" - www.RadsMs.com

در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود.

هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد.

او دارای صورتی زشت و کریه المنظر بود.

شاید به خاطر همین خصوصیت هیچکس به سراغش نمی آمد

و از او وحشت داشتند ، کودکان از او دوری می جستند

و مردم از او کناره گیری می کردند.

قیافه ی زننده و زشت پیرمرد مانع از این بود که کسی او را دوست داشته باشد

و بتواند ساعتی او را تحمل نماید. علاوه بر این ، زشتی صورت پیرمرد باعث تغییر

اخلاق او نیز شده بود.او که همه را گریزان از خود می دید دچار نوعی ناراحتی روحی شد

که می توان آن را به مالیخولیا تشبیه نمود همانطور که دیگران از او می گریختند

او هم طاقت معاشرت با دیگران را نداشت

و با آنها پرخاشگری می نمود و مردم را از خود دور می کرد.

 

فقط میتونم بگم اگر "ادامه مطلب" رو نخونی از دستت رفته...

سالها این وضع ادامه یافت تا اینکه یک روز همسایگان جدیدی در نزدیکی پیرمرد سکنی گزیدند آنها خانواده ی خوشبختی بودند که دختر جوان و زیبایی داشتند.یک روز دخترک که از ماجرای پیرمرد آگاهی نداشت از کنار خانه ی او گذشت اتفاقا همزمان با عبور او از کنار خانه ، پیرمرد هم بیرون آمد و دیدگان دخترک با وی برخورد نمود. اما ناگهان اتفاق تازه ای رخ داد پیرمرد با کمال تعجب مشاهده کرد که دخترک بر خلاف سایر مردم با دیدن صورت او احساس انزجار نکرد و به جای اینکه متنفر شده و از آنجا بگریزد به او لبخند زد.

 

لبخند زیبای دخترک همچون گلی بر روی زشت پیرمرد نشست.آن دو بدون اینکه کلمه ای با هم سخن بگویند به دنبال کار خویش رفتند.همین لبخند دخترک در روحیه ی پیرمرد تاثیر بسزایی داشت . او هر روز انتظار دیدن او و لبخند زیبایش را می کشید.دخترک هر بار که پیرمرد را می دید ، شدت علاقه ی وی را به خویش در می یافت و با حرکات کودکانه ی خود سعی در جلب محبت او داشت.

 

چند ماهی این ماجرا ادامه داشت تا اینکه دخترک دیگر پیرمرد را ندید. یک روز پستچی نامه ای به منزل آنها آورد و پدر دخترک نامه را دریافت کرد. وصیت نامه ی پیرمرد همسایه بود که همه ی ثروتش را به دختر او بخشیده بود.

 

 

اگر تمایل دارید پیامكهاتون توی این وبلاگ با نام خودتون یا شمارتون به طور اختصار(مثلا 62***091936)نمایش داده بشه از این سه طریق اقدام كنید:

1.ارسال پیامك و یا مطلب مورد نظر به شماره ی 09193603862

2.ارسال پیامک و یا مطلب مورد نظر به ایمیل بنده، آدرسش هم amin.nafar2011@gmail.com هست.

3.درج پیامك یا مطلب مورد نظر در قسمت نظرات و ارسال آن به صورت خصوصی.





نوع مطلب : مطالب جالب و مفید، مطالب خواندنی، 
برچسب ها :