تبلیغات
..::: فقط S M S اس ام اس:::... - خاطرات یک پزشک از بیماران خود (طنز)
 
درباره وبلاگ


-اگر تمایل دارید پیامكهاتون توی این وبلاگ با نام خودتون یا شمارتون به طور اختصار(مثلا 62***091936)نمایش داده بشه از این سه طریق اقدام كنید:

1.ارسال پیامك و یا مطلب مورد نظر به شماره ی 09193603862

2.ارسال پیامک و یا مطلب مورد نظر به ایمیل بنده، آدرسش هم amin.nafar2011@gmail.com هست.

3.درج پیامك یا مطلب مورد نظر در قسمت نظرات و ارسال آن به صورت خصوصی.


-دوستانی که تمایل همکاری با این وبلاگ رو دارند از سه طریقی که در بالا ذکر شده با من تماس حاصل کنند تا در اسرع وقت برای نحوه همکاری به آنها اطلاع رسانی کنیم.


-این وبلاگ آماده ی تبادل لینك با سایر وب سایت ها و وبلاگ ها را دارد(البته بعد از تایید محتوای موجود در وبلاگ و وب سایت مورد نظر!)، پس برای تبادل لینك شما می توانید در قسمت نظرات درخواست تبادل لینك خود را ثبت كنید تا مورد بررسی قرار گیرد.


با تشکر ، موفق و پیروز باشید.

مدیر وبلاگ : امین
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
به نظرتون این وبلاگ تو چه زمینه هایی فعالیت كنه؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 6478901
  • بازدید امروز :456
  • بازدید دیروز : 1296
  • بازدید این ماه : 23054
  • بازدید ماه قبل : 16510
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
..::: فقط S M S اس ام اس:::...
پیامک جدید، توپ و قشنگ می خواهی بیا تو همین وبلاگ...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 22 خرداد 1390 :: نویسنده : امین

خاطرات یک پزشک از بیماران خود (طنز)

WwW.sMs50.MiHaNbLoG.cOm

برای ما پیامک بفرستید: 09193603862

 

پزشکان معمولا خاطرات جالبی از کار و بیمارانشان دارند.

علت جالب بودن این خاطرات یا بخاطر برخوردهای بانمکی است

که بیماران با پزشک یا بیماریشان می‌کنند

یا کمبود اطلاعات پزشکی است یا شاید وقوع بعضی اتفاقات

در فضایی که سایه مرگ و بیماری در آن وجود دارد خود به خود تبدیل به طنز می‌شود.

.

.

.

" ادامه مطلب " این پست خیلی جالبه...

گلوی بچه رو که نگاه کردم مادرش گفت:

آقای دکتر! گلوش چرک داره؟ گفتم: چرکش تازه میخواد شروع بشه.

گفت: این بچه همیشه همینطوره٬ همیشه عفونتش اول شروع میشه بعد زیاد میشه!

.

.

.

به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ با یه صدای گرفته گفت:

هیچی فقط چند روزه که اصلا صدام درنمیره!!

.

.

.

به آقائی که با سردرد اومده بود گفتم:

قبلا هم سابقه داشتین؟ گفت: مثلا چه سابقه ای؟

بعد گفتم: توی خونه داروئی نخوردین؟ گفت: مثلا چه داروئی؟

نسخه شو که نوشتم گفتم: دیگه هیچ ناراحتی نداشتین؟ گفت: مثلا چه ناراحتی؟

.

.

.

یه خانم حدودا ۵۰ ساله دختر حدودا ۱۸ سالشو آورده بود.

به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ گفت: دلهره دارم.

مادرش زد زیر خنده و بعد گفت: مامان! دل پیچه ، نه دلهره!

پرسیدم: چیز ناجوری نخوردین؟ مادرش گفت: چرا «چیسپ» خورده

و این بار نوبت دختر بود که بزنه زیر خنده و بگه: مامان چیپس نه چیسپ!

.

.

.

به خانمه گفتم:اشتهاتون خوبه؟ گفت: هروقت بتونم غذا بخورم میتونم بخورم!

.

.

.

پیرمرده گفت: همه بدنم درد میکنه غیر از آرنج دست چپم.

گفتم: یعنی آرنج دست چپتون درد نمیکنه؟ گفت: نه آرنج دست چپم «خیلی» درد میکنه!

.

.

.

به خانمه گفتم: باید یه آزمایش بدین. گفت: نمیدم!

گفتم: چرا؟ گفت: میترسم بفهمم یه مرض ناجوری دارم!

.

.

.

خانمه اومد و گفت: برام یه آزمایش بنویس. گفتم: چه آزمایشی؟

گفت: نمیدونم. چندوقت بود که هر دو دستم درد میکرد.

چند هفته پیش از این دستم آزمایش خون گرفتم بعد دردش افتاد

حالا میخوام بگم از این دستم هم خون بگیرن ببینم دردش می افته؟!

.

.

.

برای آبسه دندون برای مریض کپسول نوشتم بعد گفت:

چند روزه گلوم هم درد میکنه.

گفتم: خوب اگه عفونت داشته باشه با همون کپسول بهتر میشه.

گفت: اون کپسولو که برای دندونم نوشتین چکار به گلو داره؟!

.

.

.

خانمه میگفت: فکر کنم باز گلوی بچه ام چرک کرده.

گفتم: از کجا فهمیدین؟ گفت: آخه از دیروز داره دهنش بوی کپسول میده!

.

.

.

خانمه میگفت: توی آزمایشگاه درمونگاه آزمایش دادم گفتند عفونت داری

اما بیرون آزمایش دادم گفتند سالمه! آزمایشهاشو نگاه کردم دیدم توی درمونگاه

آزمایش ا-د-ر-ا-ر داده و بیرون آزمایش خون!

.

.

.

مریضهای درمانگاه تمام شدن و از مطب میام بیرون یه هوائی بخورم.

مسئول پذیرش که اهل همونجاست داره با یکی از اهالی صحبت میکنه

و ازش میپرسه: داروهائی که دکتر دومی براتون نوشت با دکتر اولی فرق داشت؟

 میگه: خوب معلومه٬ مگه کود حیوونهای مختلف با هم فرق نمیکنه؟

خوب داروهای دکترها هم با هم فرق میکنه!!

.

.

.

یه پسر جوون با فشار خون پائین اومده بود. گفتم: میتونین بمونین سرم بزنین؟

گفت: نه. گفتم: آمپول میزنین؟ گفت: نه. مادر بزرگش که باهاش بود گفت:

آقای دکتر لطفا یه شربت ماستی (آلومینیم ام جی اس) براش بنویسین

گفتم: چرا؟ گفت: آخه میگن چیزهای شیرین فشار خونو بالا میبرن!

.

.

.

روز شنبه این هفته یه زن و شوهر بچه شونو آورده بودند.

گفتم: چند روزه که مریضه؟ پدره گفت: دو روزه

مادرش گفت: نه سه روزه پدره با عصبانیت به مادرش گفت:

آخه جمعه که تعطیله!!

.

.

.

مرده با کمردرد اومده بود، وقتی میخواستم نسخه بنویسم گفت:

آقای دکتر! بی زحمت هرچی میخواین بنویسین فقط پماد ننویسین! گفتم: چرا؟

گفت: آخه همه خونواده مون رفته اند مسافرت هیچکسی نیست که برام پماد ب-م-ا-ل-ه!

.

.

.

به خانمه گفتم: کجای سرتون درد میکنه؟

دستشو گذاشت روی سرش و گفت: همین جا درست توی لگن سرم !

.

.

.

امیدوارم که از خوندن این مطلب لذت برده باشید.


اگر تمایل دارید پیامكهاتون توی این وبلاگ با نام خودتون یا شمارتون به طور اختصار(مثلا 62***091936)نمایش داده بشه از این سه طریق اقدام كنید:

1.ارسال پیامك و یا مطلب مورد نظر به شماره ی 09193603862

2.ارسال پیامک و یا مطلب مورد نظر به ایمیل بنده، آدرسش هم amin.nafar2011@gmail.com هست.

3.درج پیامك یا مطلب مورد نظر در قسمت نظرات و ارسال آن به صورت خصوصی.





نوع مطلب : اس ام اس sms جوك و سركاری، دیگر(گوناگون)، 
برچسب ها :